تبليغاتX
مسلمان عقلگرا
اعتراف می کنم که دنیای کوچک مدرنم مرد

مدتی بود بعد از کلی بحث و مطالعه و روی هوا بودن به ثبات نسبی در حوزه اندیشه رسیده بودم

و حرکتی آرام رو به جلو را شروع کردم

من شده بودم یک آدم مدرن سخت که منظورم از سخت مشابه با یک روبات است 

انسانی که پدیده های متافیزیکی را به راحتی خرافات می نامید 

و تنها ۴ دلیل برای پذیرفتن خدا داشت حماقت،ترس ، ناتوانی و اجبار که خودش را جزو گروه آخر می دانست 

انسانی که منطقش هم سخت است و هر چیز که با آن نسازد را چرند می نامد 

خدا را شکر که نسبی نگر بود وگرنه چه ها که نمی کرد

بله این انسان پرمدعا که تاکنون بسیاری را در بحث مغلوب کرده بود دیروز طی گفتگویی با انسانی که در نگاه اول عقایدی سنتی دارد احساس حماقت کرد 

و کاش فقط این بود بدتر از این او فروپاشی دنیای مدرنش را که سال ها در راهش تلاش کرده بود به عینه دید 

شاید به ذات خودش برگشت نمی دانم احساس نیاز به معنویت می کند 

کم آورده نمی دانم از آن نوع کم آوردن های غزالی است یا نه ولی کم آورده

نه توان دارد که بازگردد و همه چیز را از نو بسازد و نه رمقی برای پیمودن ادامه راه 

حالش خوب نیست نمی تواند آن حدیث قبل را اجرا کند و شکر که می تواند حداقل بگرید

فقط می داند که باید یک چیز تغییر کند باید و تمام 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 23:18 توسط مقداد |

می خواهم اخلاقی تر باشم

احادیث امامان شیعه بخش بزرگی از فرهنگی شیعی را تشکیل می دهند 

بعضی از احادیث حاوی نکات ناب اخلاقی و اجتمائی است 

برخی مربوط به دوران خود می باشند و امروزه کاربردی ندارند 

بخشی نیز یا نادرستند یا برخلاف اخلاق مدرنند و یا ... در کل باید کنار گذاشته شوند

اما حدیثی وجود دارد که هر چند حاوی نکته مثبت اخلاقی است معمولا نمی توانم آن را به اجرا دربیاورم و احمقانه از آن بدم میاد و ساده لوحانه آن را نفی می کنم

دوباره سعی خواهم کرد تا این نکته اخلاقی را بتوانم اجرا کنم

اما حدیث مذکور:

مومن شادی اش در چهره اش و غمش در قلبش است

=====================

پ ن: از آنجا که امامان را علمایی پرهیزگار می دانم برایم فرقی نمی کند جمله ای که می شنوم از امامی باشد یا فیلسوفی یا نویسنده ای

در نتیجه اگر جمله فوق از برنارد شاو هم می بود شاید در حس من تغییری به وجود نمی آورد

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 15:6 توسط مقداد |

حتی یک نفر!

امروز در بعضی دانشگاه ها تجمعاتی برگزار شد صرفنظر از همه چیز عده ای در این تجمعات کتک خوردند،آسیب دیدند و...

زیادند کسانی که نگاهشان با اهداف جنبش سبز یکسان است ولی به عللی حاضر به بیان علنی و عملی نگاهشان نمی شوند.حتی اگر از روی ترس باشد نباید آنان را سرزنش کرد.شاید این هدف برایشان آنقدرها ارزش ندارد که برایش جان فشانی کنند ولی تحریک آنان به شرکت در حرکت های مدنی را نادرست می دانم البته گفتگو به قصد دعوت با تحریک متفاوت است

ما حتی اگر 72 نفر هم باشیم مهم نیست ما هیچگاه مانند امام حسین رفتار نخواهیم کرد
آنقدر کار می کنیم تا مردم با تمام وجود به ما بپیوندند حتی اگر نتیجه اش را هیچگاه نبینیم 
بیایید منش حضرت نوح را پی میگیریم و تمام عمرمان را در راه نهادینه شدن جامعه مدنی بگذاریم

حتی اگر هر 15 سال فقط یک نفر به جمع ما بپیوندد ولی هیچ کس نمیرد حتی یک نفر

ما زیاد و زیاد تر خواهیم شد این را با تمام وجود حس می کنم



===========================================

پ.ن:1-پوپر که خود زمانی یک مارکسیست بود و در تجمعات مارکسیستی شرکت می کرد روزی می بیند دوستش که به تحریک او به تجمع آمده در جلوی چشمانش کشته می شود


از آن زمان پوپر مدام خودش را سرزنش می کند که چرا او را دعوت کرده بود و حتی از مارکسیسم بیزار می شود

پوپر خود برای جان فشانی در راه عقیده اش آماده بود ولی خود را نفرین می کند که من چرا دیگران را در راه آرمان هایم فدا می کنند


2-شخصا هر انسان را به تنهایی هدف می دانم و از قربانی کردن حتی یک انسان در پای بزرگترین اهداف هم پرهیز دارم

چوه پذیرفته ام که انسان ها برای ایدئولوژی ها نیستند و باید به عکس باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 1:47 توسط مقداد |

این نه ،آن پیروزی را می گویم

امروز روز دانشجوست و مانند هر سال دانشجوست که باید بودن خود را به رخ جامعه بکشد.فکر می کنم امسال جنبش دانشجویی به طور مشخص می داند که هدفش چیست یک هدف کوتاه مدت و یک هدف بلند مدت

هدف کوتاه مدتش اعاده حیثیت ملت به خاطر همه چیز و برداشته شدن چکمه زور از روی گلویش و هدف بلند مدتش برقرار شدن دموکراسی در جامعه اش است

شخصا علاقه ای به نیل به هدف اول ندارم.تمام تلاشم در راه پیروزی در دومین مسیر است

باز هم ما دانشجویان ما دموکرات ها هستیم که باید نگاه مردم را جهت داده و توده مردم را به بلوغ سیاسی برسانیم

ما همچنان دموکراتیم باز هم این را به همه نشان خواهیم داد

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 1:35 توسط مقداد |

دانشجویان قصد دارند به مناسبت 16 آذر تجمعی آرام برپا کنند اما چند سوال:

۱-آنها می توانند در این تجمع شعار بدهند فلانی قاتل است چیزش باطل است؟

نه! چون برانداز نیستند آنها رفورمیست هایی هستند که قصد اصلاح دارندحتی اگر حاکم فردی غیر عادل باشد

2-آیا آنها می توانند به طرف پلیسی که به سمتشان تیراندازی می کند سنگریزه پرتاب کنند؟

نه! چون اولا دموکراتند نه شورشی! و میانه ای با خشونت ندارند در ضمن ممکن است امر مشتبه شود که نکند اینان جنبشان را انتفاضه چندم می دانند

3-آیا می توانند به خیابان بریزند؟

نه چون رهبرشان با امام زمان رابطه ندارد که دستور ریختن به خیابان رابگیرد

روزی روزگاری عده ای به خیابان آمدند شعارهای تند ضد حاکم دادند با پلیس درگیر شدند و انقلاب کردند و شد امروز و المؤمنین من ثقب لا یمکن دغت مرتین

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم آذر 1388ساعت 1:54 توسط مقداد |

وضع کنونی ما؛ذات اسلام بعلاوه کمی ترکیبات اضافه

شک نیست که مسلمانان از همان بدو ابلاغ پیام پیامبر  گرامی اسلام در تمام گستره جامعه اسلامی پادشاهان غارتگری داشته اند,ظلم و خشونت و جنگ و فساد ریادی داشته اند 

اما آیا این ضد ارزش ها برخاسته ار دین بوده یا علیه آن؟ آیا به اسلام به ذات خود دارد عیبی یا هر عیب که هست از مسلمانی ماست؟

من در این زمینه کمابیش با جناب سروش موافقم که اگر اسلام در هر جای دیگر هم پدید می آمد چنین وضعی پیدا می کرد 

ما نمی توانیم اسلام های یک و سه ملکیان را از هم جدا کنیم 

ذات اسلام آن هم اسلام اصیل مسئول اصلی(و البته نه تنها ترین مسئول) تمام پیشرفت ها و عقب گردها،صلح طلبی ها و جنگاوری های مسلمانان است


اگر امروزه ما در جامعه مان زیاد دروغ می گوییم.تهمت می زنیم و فقط به اهدافمان فکر می کنیم

نتیجه چیزی جز تاثیر مستقیم تعلیم های اسلام روی ما نیست

در مقابل نیز اگر ما به پیمان هایمان وفاداریم.به توده محروم و ضعیف جامعه کمک کنیم باز هم مشابها به خاطر تربیت اسلامی است.وضع کنونی ما حاصل تاثیر سالیان دراز اسلام بر روی ماست

البته نمی شود از بسیاری عوامل تاثیر گذار دیگر نیز گذشت ولی اصلی ترین مسئله اسلام های یک و دو هستند

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 1:12 توسط مقداد |


وجدان؛موهبتی الهی یا وهمیاتی شیطانی

فهم عامه مردم وجدان را موهبتی الهی می داند که همیشه صراط مستقیم را به ما نشان می دهد و گاها در مقابل ما ایستد و مجبوریم با آن کلنجار برویم

یادم می آید که راسل در دروان نوجوانی به یک دلیل ساده و آن هم اینکه وجدان عمومی در ایرلند دروغ را بد نمی داند وجدان را محکوم می کرد که می توان آن را نه امری الهی بلکه شیطانی دانست

صرفنظر از چیستی وجدان فکر می کنم تکیه به وجدان نمی تواند کاری درست باشد

فکر می کنم وجدان هر کس مطابق نوع تربیت او شکل می گیرد و الزامی وجود ندارد که همیشه راه درست را نشان دهد این بیان مشکل راسل را نیز حل می کند

تکیه کردن به عقل همیشه مهم ترین راه است گاه باید با وجدان همراهی کرد گاه کنارش زد

نتیجتا اینکه فکر می کنم وجدان نه موهبتی الهی است نه وهمیاتی شیطانی

ما می توانیم وجدانمان را رشد دهیم. ما بله ما ،و آن هم تنها به کمک عقلمان 

تکیه کردن به وجدان و پیروی از اوامرش یکی از شق های مخالفت با عقلگرایی است


+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 23:34 توسط مقداد |

دفاع نه چندان مقدس و پروژه شهیدسازی!

دکتر مسیحا که از اساتید گروه ریاضی دانشگاه خواجه نصیر هستند با بیان خاطره ای بعد تازه ای از جنگ را روشن کردند که برای هر کسی تاسف آور است

داستان از این قرار است که جناب مسیحا در تیپ ... به فرماندهی ...حضور داشتند و از نزدیکان فرمانده بوده اند.

دو اتوبوس از دانشجویان پزشکی به جبهه اعزام می شوند دانشجویانی که حتی آموزش های ابتدایی هم ندیده اند.فرمانده بدون اینکه آن ها از اتوبوس پیاده شوند بدون هیچ اسلحه ای آن ها را به خط مقدم که در دست عراقی هاست اعزام می کند و عراقی ها به راحتی تمام آن ها را اسیر می کنند

اما پاسخ فرمانده به اعتراض دکتر این است:

گفته بودند برای تبدیل شدن تیپ شما به لشکر باید شهدای دانشجو داشته باشی

من می دانستم چه می شود ولی نیاز به دانشجوی شهید دارم!

شک نیست که هدف دفاع ما هدفی مقدس بوده است

دفاع از خاکمان و حفظ تمامیت ارضی امان

اما این موضوع هم که در همین جنگ انحرافات زیادی بوده  غیر قابل اغماض است 

 

 

بسیار کسانی در جنگ بوده اند با نیت های پلید و درجه های بالا

بسیار متحجران و خشک مغزانی با درجه های بالا

در هر حرکت عمومی چنین مسائلی اجتناب ناپذیر است  

ولی فکر می کنم نباید جنگ هشت ساله را دفاع مقدس نامید و افراد بسیاری را که به هدف های گوناگون و شاید از روی ساده لوحی و فریب خوردن از بعضی مذهبیون به جبهه رفته اند را با مقدس کردن نام شهید،مقدس و آسمانی کرد

------------------------------------------------

چند وقتی است که به وبلاگ گروهی بچه های خواجه نصیر پیوسته ام و در آن جا هم مطالبم را منتشر می کنم

این هم لینک این مطلب در همکلاسی:

http://www.kntoosi.com/1388/09/02/post-12855/

+ نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 15:19 توسط مقداد |

سبزهای مدرن و انقلابی های سنتی

صرفنظر از اهداف و ماهیت جنبش سبز ایران می توان این جنبش را در قیاس با جنبش ۱۵ ساله ای که انقلاب اسلامی را شکل داد یک جنبش مدرن نامید


جنبشی که انقلاب را شکل داد مطیع کامل رهبرش بود و رهبرش را امام نامید.اکثریتشان از مرگ هراسی نداشتند زیرا تئوری شهادت نه تنها مرگ را برایشان شیرین می کرد بلکه مرگ را به بزرگ ترین هدفشان حتی مهم تر از پیروزی تبدیل می کرد

اما جنبش سبز رهبرش را فردی عادی مثل بقیه می داند.مدام از رهبر انتقاد می کند و در مقابل هر فرمانش هزار چون و چرا می آورد.

برای جنبش سبز اهداف براساس پارادایم های این جهانی تعریف شده و نه تنها مرگ برای کسی شیرین نیست بلکه همه می خواهند زنده بمانند و کشورٍ دموکراتیکٍ صلح طلبشان را ببینند و در آن زندگی کنند

چنین تفاوت های عجیب نیست و ماهیت متفاوت دو جنبش را مشخص می کند

چنین تفاوت هایی باعث می شود که اقرار کنیم انسان مدرن دلیل کافی برای مبارزه در راه اهدافش را ندارد

و انتظار دارد کسانی بروند و به جایش مبارزه کنند و او بیاید و در بهشت زمینی زندگی کنند

به نظرم جنبش های مدرن نتیجه ای جز محو تدریجی ندارند

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 0:34 توسط مقداد |

ما انسان های شرقی

ما انسان های شرقی حتی مدرن ترین هامان حتی فلاسفه مان هم هنوز گیر داریم.هنوز منطقی نشده ایم 

هنوزدر شب نشینی هامان تفالی به حافظ می زنیم.هنوز از نقش پررنگ خدا در روی زمین حرف می زنیم.هنوز در تنهایی هایمان در شب یک عارف کامل می شویم  

نظام زندگی ما یک نظام فیلسوف پرور نیست فیلسوف که هیچ حتی نظامی نیست که بتواند انسان های منطقی بپروراند 

تاثیر گذاری این نظام تا آنجاست که حتی بزرگ ترین ریاضیدان های ما هم در حوزه عقایدشان یک انسان غیر منطقی می شوند 

تعجب انگیز نیست؛ هنوز در شرق خدای زمینی نمرده تا انسان خدای زمین بشود

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 15:12 توسط مقداد |